تبلیغات
مـعبــــر تــاریــــخ - مطالب شهریور 1391
 
مـعبــــر تــاریــــخ
                                                        
درباره وبلاگ

این وبلاگ یکی از مجموعه وبلاگ های
"جبهه جهادگران مجازی" می باشد که به بازخوانی تاریخ انقلاب اسلامی می پردازد.
"جبهه جهادگران مجازی" دست دوستانی را که در این امر یاری گر ِ ما خواهند بود
به گرمی می فشارد.
مدیر وبلاگ : جبهه جهادگران مجازی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کشتار بی رحمانه ی مردم در میدان ژاله
17 شهریور  1357




17 شهریور مکرر عاشورا و میدان شهدا مکرر کربلا و شهدای 17شهریور مکرر شهدای کربلا و مخالفان ملت‌ها مکرر یزید و وابستگان او هستند امام خمینی (ره) با گسترش دامنه انقلاب و تظاهرات مردمی در شهرهای مختلف دولت جمشید آموزگار مجبور به استعفا شد و محمدرضا شاه، جعفر شریف امامی را که از سران فراماسونری و 15 سال رییس مجلس سنا بود به قصد کنترل اوضاع ، مأمور تشکیل کابینه جدید کرد.

رژیم شاه با این تغییر و تحول و اعلام سیاست آشتی ملی و احترام به روحانیت، سعی داشت اوضاع را کنتر ل کرده و از خشم و نفرت عمومی بکاهد؛ اما، هوشیاری حضرت امام خمینی (ره)‌ باعث شد که ایشان طی پیامی خطاب به ملت ایران نقشه رژیم را رسوا و مردم انقلابی را بیش از پیش آگاه و خروشان نمایند. به این ترتیب در 13 شهریور 1357 که مصادف با روز عید فطر بود راهپیمایی تاریخی و عظیمی برپا شد.

این تظاهرات در روز 16 شهریور ماه بار دیگر تکرار شد و در بین مردم اعلام شد که صبح روز بعد، یعنی 17 شهریور ماه در میدان و خیابان ژاله (شهدا) تجمع صورت خواهد گرفت. در اولین ساعات جمعه 17 شهریور ماه، رژیم شاه توسط ارتشبد غلامعلی اویسی فرماندار نظامی تهران اعلام حکومت نظامی کرد؛ اما مردم در میدان ژاله (شهدای کنونی)‌ تجمع کردند و ناگهان با دیدن تانک‌ها و زره‌پوش‌های نظامی و مأموران مسلسل به دست حکومت نظامی غافلگیر شدند. مأموران مسلح پس از چند بار اخطار از زمین و هوا جمعیت را ناجوانمردانه هدف رگبار قرار دادند و مردم بی‌گناه را به خاک و خون کشیدند.

عده زیادی از مردم در این روز توسط دژخیمان رژیم به شهادت رسیدند، اما این حادثه نقطه عطفی جهت افزایش خشم و اعتراض عمومی مردم و رسوایی بیش از پیش رژیم گردید و در تاریخ ننگین ستم‌شاهی به عنوان جمعه سیاه و جمعه خونین برای همیشه باقی ماند.








نوع مطلب :
برچسب ها : 17 شهریور، نظام، پهلوی، شاهنشاهی، انقلاب،




تغییر مبدأ تاریخ ایران از هجری شمسی به شاهنشاهی
و الغای آن!
5 شهریور 1357



از جمله اقدامات رژیم پهلوی در نیمه دهه 1350 ش که در راستای توجه به بنیادهای باستانگرایی و به هدف دور شدن هرچه بیشتر از فرهنگ و تمدن اسلامی صورت عملی به خود میگرفت، تغییر مبدأ تاریخ ایران از هجری شمسی (از مبدأ هجرت پیامبر عظیم الشأن اسلام حضرت محمد [ص]) به تاریخ مجعول و غیر قابل اعتنای شاهنشاهی بود.

این اقدام که در اوج قدرت استبدادی محمدرضا شاه و سرمستی کاذب او در شرایط افزایش چشمگیر (ولی سخت زودگذر) عایدات نفتی تحقق یافت از سوی آگاهان به امور در داخل و خارج از کشور با تمسخر و انتقاد فراوانی رو به رو شد. این طرح که کارشناسان به اصطلاح فرهنگی و تاریخی وابسته به حکومت مدتها پیرامون آن به مطالعه و بررسی پرداخته بودند، به صورت یک لایحه قانونی به مجلسین سنا و شورای ملی (دوره 24) ارائه شد و در روز 24 اسفند 1354 که مقارن با سالگرد تولد رضا شاه بود در میان سخنرانی و ابراز احساسات چاپلوسانه و بس تملق آمیز نمایندگان مجلسین و نمایندگان دولت وقت به تصویب رسید.

و در حالی که رژیم پهلوی خود را آماده برگزاری جشن پنجاهمین سالگرد شاهنشاهی دودمان پهلوی آماده میکرد، سال 1355 با مبدأ تاریخ شاهنشاهی 2535 آغاز شد و این تاریخ مجعول چنان تنظیم شده بود که گویی سلطنت رضا شاه دقیقاً در سال 2500 شاهنشاهی پایان یافته و آخرین شاه پهلوی (محمدرضا شاه) حکومتش را از همان تاریخ شروع کرده است.

 آنچه بود در جلسه روز 24 اسفند 1354 که این طرح صورت قانونی به خود گرفت نمایندگان زیر (از دو مجلس) به ایراد سخنرانیهای بس متملقانه و آزاردهنده از نقش رضا خان و فرزندش در توسعه و تعالی کشور و به اوج رسانیدن نظام شاهنشاهی در ایران پرداختند:

جواد سعید (نایب رئیس مجلس شورای ملی)، عیسی صدیق (سناتور)، هولاکو رامبد (نماینده مجلس شورای ملی)، عماد تربتی (سناتور)، مصطفی الموتی (نماینده مجلس شورای ملی)، شوکت ملک جهانبانی (سناتور)، مهین دخت صنیع (نماینده مجلس شورای ملی)، امیرعباس هویدا (نخست وزیر و دبیرکل حزب رستاخیز)، محمدعلی علامه وحیدی (سناتور)، و داریوش همایون.


اما چنانکه آگاهان به امور پیش بینی میکردند و تحولات آتی هم نشان داد دوران غرور توأم با خشونت و حماقت رژیم پهلوی دیری نپایید و به رغم تمام تلاشهای گسترده و سرمایه گذاریهای گزاف تاریخ مجعول شاهنشاهی در عرصه کشور در میان مردم ایران زمین جایی بیدا نکرد و بلکه خود به عاملی دیگر در ایجاد شکاف و فاصله گستردهتر میان حکومت و مردم کشور مبدل شد و هنگامی که تحرکات انقلابی مردم ایران سخت ارکان حکومت را متزلزل ساخته بود جعفر شریف امامی که در 5 شهریور 1357 در مقام نخست وزیر جایگزین جمشید آموزگار شده بود به هدف فرونشاندن و کاستن از دامنه مخالفتهای انقلابی، در همان نخستین روز صدارت، تاریخ مجعول شاهنشاهی را ملغی اعلام نموده بار دیگر تاریخ هجری شمسی را مبدأ تاریخ و تقویم ایران قرار داد.







نوع مطلب :
برچسب ها : تاریخ، مبدا، شاهنشاهی، پهلوی، انقلاب، معبر تاریخ، جبهه جهادگران مجازی،





 استعفای جمشید آموزگار از نخست وزیری در پی افزایش اعتراضات مردمی!
4 شهریور 1357

http://www.ir-psri.com/pic/Photos/Photo153_1.jpg

با آشكار شدن ناتوانی دولت در درك و انجام خواسته‌های واقعی اقشار مختلف مردم‌، دولت آموزگار از نیمه‌ی دوم 1356 با اقدامات گسترده‌ی مخالفان در داخل و خارج مواجه شد.


آموزگار در شرایطی به نخست وزیری رسید كه جامعه‌ی ایران در آستانه‌ی انقلاب اسلامی قرار داشت‌. با آشكار شدن ناتوانی دولت در درك و انجام خواسته‌های واقعی اقشار مختلف مردم‌، دولت آموزگار از نیمه‌ی دوم 1356 با اقدامات گسترده‌ی مخالفان در داخل و خارج مواجه شد.

اجتماعات مذهبی و دانشگاهی به‌طور روزافزون دامنه‌ی اعتراضات خود را گسترده‌تر كردند، به‌طوری‌كه تا پایان سال حوادثی كه محرك مردم برای شركت فعال در اعتراض به دولت بود جنبه‌ی عمومی و مردمی یافت و به موازات آن دولت عملاً نشان ‌داد كه چندان پایبند به شعارها و برنامه‌های سیاسی خود نیست‌.

حوادثی كه در دوران نخست‏ وزیری جمشید آموزگار روی داد و به انقلاب سرعت بیشتری بخشید عبارتند از:

برگزاری یازدهمین جشن هنر شیراز و تقارن آن با ماه مبارك رمضان، فوت حاج‌آقامصطفی خمینی و برگزاری مراسم ترحیم و یادبود به این مناسبت از سوی مردم، چاپ مقاله‌ی ایران و استعمار سرخ و سیاه و تبعات آن، ایجاد حكومت نظامی در شهرهایی چون اصفهان و آتش‌‏سوزی سینما ركس آبادان از جمله‌ی آخرین حوادثی بود كه در دولت آموزگار روی داد.

این حوادث سرانجام منجر به استعفای آموزگار از نخست‏ وزیری در چهارم شهریور و همچنین استعفا از دبیر كلی حزب رستاخیز در مهرماه سال 1357 شد.

آموزگار پس از ترك ایران در سال 1357 ابتدا به ایالت فلوریدای آمریكا رفت‌، سپس در ایالت میامی نزد پدر زن یهودی خود مقیم شد و به همراه برادر خود (جهانگیر آموزگار) كه مدتی مسئولیت ریاست هیئت نمایندگی اقتصادی ایران در آمریكا را به عهده داشت‌، شركت ساختمانی تأسیس كرد.

در سال‌های نخستین اقامت آموزگار در آمریكا، وی با باشگاه «پان امپریال‌» همكاری داشت‌، ارتشبد اویسی و اردشیر زاهدی از گردانندگان دیگر این كلوپ بودند. هدف این باشگاه تلاش برای اتحاد ایرانیان مقیم آمریكا و اروپا و اجرای طرح مبارزه با جمهوری اسلامی ایران بود.

سرمایه‌ی این كلوپ از محل اجاره‌ی ساختمان بزرگ بنیاد پهلوی در نیویورك كه از طرف شاه در اختیار هوشنگ رام‌، مدیر عامل فراری بانك عمران گذاشته شده بود، تأمین می‌شد. جمشید آموزگار، هوشنگ انصاری‌، جهانگیر آموزگار و فریدون هویدا كه به یاران اربعه مشهور بودند مدیریت و پیگیری امور فرهنگی این مجموعه را در دست داشتند.

بیان نظرات و بازگویی حوادث سیاسی‌، اقتصادی گذشته‌ی كشور در مطبوعات فارسی‌زبان خارج از كشور به‌همراه محمد باهری‌، هوشنگ نهاوندی‌، داریوش همایون و عبدالمجید مجیدی از دیگر اقدامات آموزگار و هم‌مسلكانش علیه جمهوری اسلامی ایران در غرب بود.




نوع مطلب :
برچسب ها : نخست وزیر، پهلوی، آموزگار، انقلاب، معبر تاریخ، جبهه جهادگران مجازی،




شهادت حاج مهدی عراقی و فرزندش حسام توسط گروهک فرقان!
4 شهریور 1358

http://www.irdc.ir/storage/Images/20090826134321cgb-8.jpg

آغاز مبارزه سیاسی همزمان با آشنایی شهید نواب صفوی عضویت در شورای مرکزی فدائیان اسلام در سن 16 -17 سالگی ،شرکت فعال در طرح ترور کسروی مزدور انگلیس ، طراحی قتل شاه با همکاری یکی از اعضای فدائیان اسلام در هنگام آوردن جنازه رضاخان قلدر که این کار عملی نشد ، مشارکت مستقیم و غیر مستقیم در کلیه تحرکات تشکیلاتی و عملیاتی فدائیان اسلام تا زمان شهادت نواب صفوی، شرکت در مبارزات ملی‌شدن نفت در کنار مرحوم آیة الله کاشانی

پایه‌گذاری هیئت مؤتلفه اسلامی ، سازماندهی تظاهرات 15 خرداد از میدان تره‌بار تهران ،سخنرانی در مقابل درب دانشگاه تهران،  پایه گذاری گروه مسلح هیئت موتلفه اسلامی، سازماندهی بزرگداشت عاشورای 1342 از مقابل پله‌های نوروزخان تا مقابل مدرسه شهید مطهری سپهسالار سابق که منجر به دومین بازداشت و زندانی شدن او شد اما با هوشیاری و معرفی خویش به نام معمار پس از دو ماه از زندان آزاد گردید ، شرکت در طرح اعدام عناصر وابسته و سه نخست وزیر رژیم خونخوار پهلوی به نامهای عبدالحسین رزم آرا و حسنعلی منصور.

در ارتباط با ترور منصور دستگیر و روانه زندان می‌شود پس از محاکمه به اعدام محکوم می‌شود اما با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم می‌گردد . زمانی که عناصر رژیم به ایشان اطلاع می‌دهند با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شده‌اید او می‌گوید : می‌شود این مطلب را از ما پس بگیرید و بگذارید که مابه فیض شهادت نائل شویم .

در زندان نیز دست از فعالیت برنمی‌دارد و به عنوان نماینده زندانیان در آشپزخانه زندان قصر فعالیت خودرا ادامه می‌دهد  و زمانی که به یکی اززندانیان پول می‌دهد رژیم به این بهانه ایشان را برای مدتی به برازجان تبعید می‌کند و با توجه به تحرکات شهید عراقی مجدداً نامبرده به زندان قصر منتقل می‌شود .

در سال 1355 پس از 12 سال تحمل شکنجه و سختی‌های حبس از زندان آزاد می‌شود .

به دعوت شهید آیت الله مطهری درجلسه‌ای مخفی از برادران هیئت مؤتلفه شرکت جست و به عضویت جلسه مرکزی این گروه درآمد (این گروه بیشترین سهم را در مبارزات سالهای 56-57 به عهده داشت )

پس از هجرت حضرت امام به پاریس با نظر شهید مطهری و شهید بهشتی راهی آن دیار می‌شود و در نوفل لوشاتر به عنوان مسئول تدارکات و اقامتگاه حضرت امام فعالیت می‌نماید.

ضمناً مسئولیت حراست و حفاظت از جان امام را از پاریس تا تهران به عهده می‌گیرد به دنبال یاوه گوئی های بختیار نخست وزیر وقت شهید عراقی بانگ برمی‌آورد که ما تاکنون چهار نخست وزیر را اعدام کرده‌ایم و اعدام پنجمین هم برایمان آسان است .


دراولین ساعات روز چهارم شهریور 1358 شهید عراقی با فرزندش به دست گروهک منحرف فرقان به شهادت رسیدند این مزدوران خود فروخته فرزندی برومند از امام راحل را در همان سال آغازین انقلاب اسلامی گرفتند .

پیکر مطهر شهید حاج مهدی عراقی و فرزندش حسام با احترامی خاص به شهر مقدس قم انتقال یافت و با حضور انبوه امت داغدار در حالیکه حضرت امام شخصاً از میدان سعیدی قم تا نزدیک صحن حضرت معصومه سلام الله علیها جنازه را تشییع می‌فرمودند درکنار بارگاه ملکوتی حضرت معصومه به خاک سپرده شدند .









نوع مطلب :
برچسب ها : حاج مهدی عراقی، امام خمینی، شهادت، گروهک فرقان، مبارز، معبر تاریخ، جبهه جهادگران مجازی،




اشغال ایران توسط متفقین!
3 شهریور 1320

http://www.hodablog.net/files/image/eshgaleiran.jpg


دو قدرت استعماری روس و انگلیس در این روز در پی جنگ جهانی دوم به ایران حمله كردند وارتش ایران فقط توانست سه روز مقاومت كند . این رویدادها با عنوان وقایع شهریور 20 در تاریخ ایران ذكرمی شود . وقایع شهریور 1320 نمونه زشت و چركینی بود از سیاست های كلاسیك جهانخواران استعمارگر كه بر اساس آن دولتهای امپریالیستی ابتدا حاكمیت و تمامیت ارزی كشور را مورد تجاوز قرار می دهند و پس از آن كوشش می كنند فجایع انجام شده را به عنوان اقداماتی بشر دوستانه كه اهداف عالی انسان دوستانه داشته ، موجه جلوه دهند .

در شهریور 1320 دول متفق ، استقلال و تمامیت ارضی ایران را مورد تجاوز قراردادند و این گونه وانمود كردند كه آن اعمال وحشیانه و دور از اصول اخلاقی و انسانی برای دفاع ازموجودیت ایران بوده است .

62 سال پیش در چنین روزی میهن ما از چند سو مورد تهاجم نظامی نیروهای متفقین قرار گرفت و فریبكاران بزرگی چون چرچیل ، ایرن ، مولوتوف و استالین در كسوت رهبرانی كه ناجی بشریت هستند و به قصد حفظ آزادی انسانها می جنگند با كشتار مردم غیر نظامی و بمباران شهرهای بی دفاع ایران ، نمایشنامه ی از پیش ساخته و پرداخته شده ای را برای مردم مظلوم ایران به اجرا در آوردند كه نتیجه ای جز فقر ، وحشت و قحطی نداشت .

آنان ایران ویران شده را پل پیروزی نامیدند و آن هم تعارضی بیش نبود . زیرا آنچه بعد از پیروزی به دست همین دولت مردان در این سرزمین جنگزده پیاده شد ، غیر از تحریكات زیانبار و كشت و كشتار چیز دیگری نبود .

سر انجام این حمله به فرار خفت بار رضا شاه و استعفای او در 25 شهریور همان سال ختم شد اینك كه از آن روزهای ملال انگیز سالها می گذرد فقط  كسانی كه بین سنین65 تا 75 سالگی هستند آن وقایع شوم را تا حدودی به خاطر دارند5 كه فقط  درصد جمعیت ایران را تشكیل می دهند.

می توان نتیجه گرفت كه 95 درصد مردم شاهد این واقعه مهم تاریخی نبوده اند و چون اشغال ایران در شهریور 20 از پاگردهای مهم تاریخ است ، مرور آن بر افرادی كه می خواهند به مطالعه تاریخ معاصر بپردازند لازم و تكلیف است.








نوع مطلب :
برچسب ها : اشغال، غرب، جنگ جهانی دوم، متفقین، معبر تاریخ، جبهه جهادگران مجازی،




شهادت مبارز انقلابی سیدعلی اندرزگو!
2 شهریور 1357

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/9/90/Ali_Andarzgu.jpg

- دل سپرده امام خمینی (ره) شده بود و در نگاه شوق­آفرین و توجه مهرآمیزش، ذوب. با این دلدادگی بود که خارهای مغیلان سفرهای چند باره­‌اش به عراق و دیدار با محبوب اندکی وی را خسته و آزرده نمی ساخت. (نشریه شاهد یاران، ص۳-۴)


- اندرزگو که به هنگام حضور در مسجد هدایت و مکتب توحید تهران با احمد رضایی عضو سازمان مجاهدین خلق آشنایی پیدا کرده بود، به این سازمان کمک مالی و سلاح می‌نمود، ولی از ۱۳۵۱ که نشانه­های کج روی فکری در سازمان یاد شده برای وی آشکار گردید، با هوشیاری بسیار منافقان را کنار گذاشت. با این کار، نام او نیز در فهرست ترور سازمان مجاهدین قرار گرفت؛ این نکته، فشار مبارزه را بر روی شانه‌هایش دوچندان نمود. (نشریه شاهد یاران، ص۳-۴)


- به همسرش گفته بود: «می بینی! روزی جمهوری اسلامی برپا می­شود. اوایل جمهوری اسلامی، یعنی همان سال‌های اول، همه مردم مورد امتحان خدا قرار می‌ گیرند. همه مردم از عالم تا آدم عادی!»


ایشان پس از چهارده سال زندگانی پنهانی هنگامی که از لبنان باز گشته بود، در پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۵۷ و در نوزدهم ماه مبارک رمضان، روزه خود را با رگبار کینه مزدوران ساواک، شکست و پذیرای مرگ سرخ و دیدار یار گشت.


پیکر پاکش در در قطعه ۳۹ بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد. (نشریه شاهد یاران، ص۳-۴)

خانواده شهید اندرزگو به خاطر زندگی پنهانی آن شهید و مسافرت پی در پی وی، از شهادت ایشان که پنج ماه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی روی داد، آگاهی نداشتند.


امام خمینی (ره) در دیداری که با خانواده این شهید در روزهای نخستین پیروزی انقلاب داشتند، از شهادت این چریک مسلمان پرده برداشتند.







نوع مطلب :
برچسب ها : اندرزگو، تاریخ، جبهه جهادگران، شهید، انقلاب، مبارزه،






 
   
// setTimeout(function () { // GetMihanBlogShowAds(); // }, 1000);